برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
حالم خوبه و این منو خوشحال میکنه تیر و مرداد من ضرر های چند صد میلیونی تو کارم دادم خیلی بابتش حرص خوردم خیلی زیاد اما الان شل گرفتم دیگه شده خیلی از زحماتم به باد رفته فدا سرم من آدم نشستن نیستم من آدم زمین گیر شدن نیستم من آدم تسلیم شدن نیستم از هرجا تبر بخورم از یه جای دیگه سبز میشم یه مسافرت یک هفته ای رفتیم شمال دل جنگل تنها هم رفتیم فکر میکردم سپر اذیت کنه اما نکرد بماند که شب رسیدیم من صبح تامپون لازم شدم ، اما این چیزی از لذت سفرم کم نکرد کله سوئیسی تو بالاترین نقطه اون منطقه میرفتی طبقه بالا میشستی پشت شیشه ها و منظره رو نگاه میکردیدرخت هایی که ختم میشد به آسمونحرص و فشار بسه یه لحظه س ... استپ شدن قلب یک لحظه س فدای سرم ضرر دادم فدای سرم پولم و خوردن فدای سرم پسرفت داشتم مهم اینه من میتونم میدونم که میتونم مهم اینه حامدم با غرور دست میندازه دور شونه هام میگه الهام هرکاری بخواد انجام بده توش موفق میشه حامدم ... قربون لحظه به لحظه بودنت اردیبهشت ماه یه عکس استوری شد بزار شات بگیرم ....خلاصه شل گرفتم فعلا دارم لذت میبرم نمیتونم ایده آل خودم باشم اما حرص نمیخورم
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه
برچسب:
نویسنده: بهراد دادخواه